در همین رابطه به تحلیل جملات مهم از سخنرانی معظم له طی این دیدار می پردازیم.

- «ما که این همه در باب قضیه‌ حوادث نُه دى روى بصیرت تکیه کردیم و بعضى‌ها خوششان نیامد، به خاطر این است؛ اگر بصیرت نبود، همان ایمان ممکن است انسان را به بیراهه بکشاند.»

این جمله رهبری دارای چند نکته کلیدی است:

اول) آنکه هنوز مفهوم و معنای حماسه نه دی نزد معظم له زنده و دارای اهمیت فوق العاده است به گونه ای که حتی با گذشت 4 سال از آن که اخیرا سالگر آن نیز برگزار شد، باز هم به یادآوری و بیان نکاتی پیرامون آن می پردازند و نمی گذارند عظمت آن حماسه در میان هیاهوی بحث های دیگر جامعه گم شود.

دوم ) آنکه این همه تاکید رهبری بر جریان 9 دی که نقش اساسی و مهم را در آن «مردم» بر عهده داشتند و همینطور با ردگیری سایر مسائلی که معظم له همواره بر روی آنها حساسیت بخرج می دهند، متوجه می شویم که ایشان مهمترین عامل و نیرو و جریان تعیین کننده در نظام را هیچ نهاد، دستگاه یا فردی نمی دانند بلکه مردم را بعنوان حیاتی ترین جریان سیاسی کشور مورد توجه دارند و بطور دائم سعی می کنند با اشاراتی که نسبت به حماسه سیاسی انتخابات 92 یا حماسه 9 دی و از این دست مسائل که درون مایه ای کاملا خودجوش و مردمی دارند، بخش های مکمل و سازنده آنها را تشریح و تبیین کنند.

سوم ) در باب حماسه 9 دی تاکید پرنگ رهبری روی عنصر «بصیرت» است که آنرا شالوده اساسی حفظ شاکله داخلی و قوای نظام، طی چند سال اخیر معرفی کرده اند.


بصیرت را در یک جمله می توان به معنای ریز بینی و حقیقت بینی تعریف کرد تا آنجا که فرد(که می تواند از مردم عادی یا نخبگان باشد) فارغ از احساسات و استنباط های شخصی و با در نظر گرفتن جوانب مختلف و ریشه های یک موضوع، تصمیم و موضع گیری درستی را نسبت به محدثات اجتماعی و سیاسی جامعه اخذ کند.

اما دلیل تکیه رهبری بر واژه بصیرت در جریان 9 دی حاوی دو مفهوم معلوم و مستور است. مفهوم معلوم آن رشد سیاسی و بینش عوام کشور است، تا آنجا که قادرند در گرماگرم فضای غبارآلود تبلیغات مسموم خارجی و رفتارهای شبه انگیز عده ای از هموطنان و عناصر داخلی با شعارهای عوام فریبِ تلاش برای برگرداندن حق ضایع شده خود در انتخابات!، نهایتا یک تصمیم قاطع را گرفته و با تشخیص سره از ناسره مو را از ماست بیرون کشند و تکلیف خود را با تمام جریان های داخل و خارج روشن سازند.

مسلما اگر وجود قدرت تحلیل بالا و داشتن ریزبینی حقیقت یاب نزد مردم کشور نبود همچنان در وادی شبهات به پیش می رفتند و جریان فتنه از آنچه که بود بسیار عمیق تر و فتنه انگیز تر می شد.

درست در شرایطی که غالب نخبگان کشوری به تحلیل ها و نتایج دیگری از جریان موجود رسیده بودند و راه سکوت یا حمایت تلویحی را در پیش گرفته بودند و از تاثیر هرگونه موضع گیری خود بر بدنه جامعه آگاهی داشتند، این مردم بودند که در خانه های خود به جمع بندی دیگری غیر آنچه دیگر نخبگان و معاندان در داخل و خارج بدان رسیده بودند دست یافتند و تکلیف خود را با آینده نظام با «نه گفتن» به جریان براندازانه روشن کردند.

چهارم) مفهوم مستور این تاکید در بخش دوم سخنان رهبری است که می فرمایند «اگر بصیرت نبود، همان ایمان ممکن است انسان را به بیراهه بکشاند.» این جمله آدم را یاد همان جمله معروف قدیمی می اندازد که «شور و شعور با هم معنا پیدا می کند.» هستند افرادی که انسان های معتقدی هستند، شور زیادی هم دارند، حالا چه در جنبه مذهبی آن و چه در جنبه سیاسی و سایر موارد اما از بینش لازم جهت هدایت شور خود در مسیر درست برخوردار نیستند.

بصیرت مانند چشم است برای شور و ایمان انسان. این گونه افراد که ایمان را فاقد بصیرت کسب کرده اند یا از دورن کور هستند یا کورسو بصیرتی دارند اما زود فریب این و آن را می خورند. همین می شود که این وسط از دل شور و حرارت و ایمانشان خوارج خارج می شود که بر روی علی (ع) هم حاضرند شمشیر بکشند یا در خیابان های کشور پس از یک انتخابات پرشور علیه نظام کشور خود اردوکشی خیابانی راه اندازند.

بنابراین اگر مذهبی های ما، سیاسیون ما و جوانان کشور که نسبت به مسائل کشور حساسند و نقش آفرینی را جزو وظایف خود می دانند تنها بر شور درونی خود اتکا کنند و به دهن بینی و تفسیر و تحلیل این و آن دلخوش کنند هرگز ره به مقصود نخواهند برد و تا همیشه آلت دست افرادی می شوند که در هر لباسی نقش چشم و گوش آنها را بازی می کنند. اگر در مورد حوادث فتنه 88 آن بصیرت لازم نزد مردم ما وجود نداشت حتی امکانش بود جریان حماسه 9 دی به فاجعه 9 دی تبدیل شود.


تاکید معظم له بر عنصر بصیرت در حماسه 9 دی نیز درست از همینجا منشا می گیرد تا به همگان این پیام را برسانند که پرداختن به حواشی و جنبه های ظاهری 9 دی اگر چه خالی از فایده نیست اما عایدی اصلی آن زمانی حاصل می شود که بدانیم این بصیرتِ آن جماعت بوده که امروز برای نظام قدرت مانور و حیات بالنده را فراهم آورده است نه فقط حضور در خیابان ونمایش جماعت میلیونی از تلویزیون ها.

پنجم) «ما که این همه در باب قضیه‌ى حوادث نُه دى روى بصیرت تکیه کردیم و بعضى‌ها خوششان نیامد» یک نکته مهم در این جمله رهبر معظم انقلاب وجود دارد و آن عبارت «بعضی ها خوششان نیامد» است. اول اینکه وجود دارند افرادی که در برابر ساده ترین عبارات و جملات رهبری که البته دارای مفاهیم عمیقی است موضع گیری می کنند و از ابراز آن هم هیچ ابایی ندارند.

این افراد البته در خارج از کشور نمی توانند باشند چرا که تجربه نشان داده هرگاه معظم له از کلمه «بعضی ها» استفاده می کنند منظورشان نه افرادی در خارج بلکه کسانی است که در داخل وجود دارند و اتفاقا مسئولیت های مهم و خطیری هم بر عهده دارند و جایگاه ایشان تا حدی است که سخنان و موضع گیری هایشان به گوش رهبر معظم انقلاب می رسد و آنقدر هم جبهه بندی با آنها اهمیت دارد که معظم له ناچار به پاسخگویی به آنها در محافل عمومی بر می آیند.

حال این افراد می توانند دو گروه باشند. یا جز دسته فتنه و مخالفان نظام و رهبری هستند که تکلیفشان روشن است و حتی هویتشان برای همه آشکار است، یا اینکه نه تنها مخالف نظام نیستند بلکه از خدمتگزاران و ذی نفوذان صاحب نامند که وجه دوم با توجه به آنکه پای قضیه 9 دی در میان است و اختلاف نه بر سر ماهیت بلکه بر سر محتوا و تفسیر است قابل قبول تر به نظر می رسد.

نکته جالب تر آنکه این وسط دو کلمه «بعضی ها که خوششان نمی آید» در کنار «بصیرت» مورد استفاده قرار گرفته و این نکته ظریف را در خود دارد که افردای هستند که در درون نظام صاحب حرف و سخن اند و اتفاقا موجه و صاحب مقام اند و ممکن است حرف هایی هم داشته باشند که برخلاف نظرات رهبری باشد و در این حال فرصت سخن گفتن و تاثیر بر مردم برای آنها فراهم است، اما همان ها نیز از بصیرت کافی برخوردار نیستند و مردم نیز باید حتی در مواجهه با این افراد با بصیرت اقدام کنند.

استفاده از جمله «همان ایمان ممکن است انسان را به بیراهه بکشاند» هم می تواند تایید کننده مطالب فوق باشد که به نوعی یک هشدار دو جانبه هم به مردم و هم به آن افرادی است که از موضع گیری رهبر معظم انقلاب خوششان نیامده است. هشدار به مردم از این بابت که هستند افردای که شما به آنها ایمان دارید و آنها هم افراد با ایمانی هستند اما پای بصیرتشان لنگ می زند و شما در برخورد با این گونه افراد روی بصیرت آنها حساب چندانی باز نکنید و خودتان با بصیرت کافی، منفی و مثبت آنها را دریابید و به شعارهای تنهای آنها و چهره های موجه شان دل خوش نکنید تا اینکه همچون جریان انتخابات 88 بدلیل آنکه در سوی دیگر قضیه دو تن از شخصیت های مهم و موجه نظام در گذشته وجود داشتند موجبات شبهه و انحراف شما را پدید نیاورند و بار دیگر دچار همان نوع مشکل نشوید.

در حقیقت این «بصیرت» است که شاخص اصلی توجه و اقبال به هر فردی از بالاترین، محبوب ترین و متنفذ ترین اشخاص در درون نظام و کشور به حساب می آید نه نام و آوازه و سوابق فرد.

درج در مطالبه